منوچهر ستوده
35
نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى )
گيلان . سالوك كوچسفانى از طايفه اسمعيلود از اميران كوچسفان ( تاريخ گيلان و ديلمستان ، صص 23 و 45 ) . 937 اسماعيليان مصر : بعد از مستنصر ائمه و اعيان دو گروه شدند و قومى به امارت نزار گفتند كه اعتبار نص اول است و اسماعيليان شام و عراق و قومس از ايشاناند و به نزاريه معروفاند ( تاريخ بناكتى ، ص 112 ) . اسماعيليان عراق معتقد به امامت نزار هستند ( تاريخ بناكتى ، ص 112 ) . 938 اسماعيليه : طرفداران حسن صباح كه مركزشان الموت بود ( فرمانروايان گيلان ، ص 122 ) . 939 اسماعيليه : در كوههاى قاين حدود يازده قلعه داشتهاند . 940 اسماعيليه - باطنيه : سال 294 قمرى نام باطنيه كه همان اسماعيليه بودند بر سر زبانها افتاد . اساس كار ايشان از خوزستان بود كه در آنجا بر دژهايى همچون قلعه ناظر ( تاريخ ادبيات در ايران ، 2 / 173 ) و قلعهء طنبور ( تاريخ ابو الفدا ، 2 / 214 ) كه با ارّجان دو فرسنگ فاصله داشت چيره شده بودند . اين قلعه را ابو حمزهء اسكاف از مردم ارّجان - پس از بازگشت از مصر ، در مقام داعى اسماعيلى ، گرفت و قلعهء خلاد خان ( ابو الفدا : خلاو خان ) ميان فارس و خوزستان كه دويست سال در دست ايشان بود تا عضد الدوله آنجا را گشود و همهء قلعهگيان را از دم تيغ گذرانيد . ( تاريخ خوزستان ، صص 193 و 194 ) . 941 اسمعيلخانى ( تيره ) : از تيرههاى ايل بهارلو مىباشد ( فارسنامهء ناصرى ، گفتار دوم ، ص 1578 ) . 942 اسمومحمدى : از تيرههاى طايفهء شالوى از ايل بختيارى ( نگرشى بر ايل بختيارى ، ص 78 ) . 943 اسميلود - اسمعيلو : خاندان اميران كوچسفان ( تاريخ گيلان و ديلمستان ، صص 33 ، 49 ، 71 ) . 944 اسنى : از تيرههاى طايفهء خمر كه از بلوچستان به سيستان كوچ كردهاند ( عشاير و طوايف سيستان و بلوچستان ، ص 484 ) . 945 اسيرى ( طايفه ) : از طوايف ساكن در تهران و سمنان ( سرشمارى اجتماعى اقتصادى عشاير كوچنده - 1377 ، ص 23 ) . 946 اسيميل : طايفهاى از قبيلهء داىزنگى هزارهجات در ولايت غور ولسوالى لعل افغانستان . 947 اشاقهباش : از طوايف ايل قاجار كه وقتى شاه عباس بر تخت سلطنت جلوس كرد آنها را در سمت راست رودخانه گرگان اسكان داد سران قاجاريه از قبيلهء اشاقهباش بودند ( مقدمهاى بر جغرافياى تاريخى ايران ، ص 146 ) . 948 اشتامهريان : از قبايل چادرنشين كرد در فارس ( جغرافياى تاريخى فارس ، پاول شوارتز ، ص 200 ) . 949 اشترخانيان : يا اشترجانيان ، سلسلهء فرمانروايان ماوراء النهر ( 1007 - 1199 ق ) كه نسب خود را به جوجى پسر چنگيز خان مىرسانند امراى اين خاندان از بازماندگان خانات حاكم اشتر خان ( هشتر خان ) يا حاجى طرخان ( شهرى در شمال درياى خزر ) بودند كه پس از فروپاشى آن دولت به دست روسها در 993 ق به بخارا پايتخت دولت شيبانيان آمدند و جانشين ايشان شدند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 9 ، ص 6 ) . 950 اشترى : از خاندانهاى ساكن در اراك ( ياد نياكان ، ص 30 ) . 951 اشتمهارى : از طوايف كرد كه ابن حوقل ذكر كرده و مقدسى هم تأييد كرد و اصطخرى هم مسكن ايشان را فارس دانسته . ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 77 ) . 952 اشخواجه : طايفهاى از قبيلهء داىكلان هزارهجات ساكن در دوسشى از ولايت بغلان افغانستان . اشخوجه نيز گويند . 953 اشده ( در اصل عشده ) : ده از دهستان لاويج شهرستان نور ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) . 954 اشرفآباد : ده از دهستان دابو شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) . 955 اشرفلو : از تيرههاى طايفهء اشرلو از ايل افشار كرمان ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 67 ) . 956 اشرفلو : از طايفههاى ايل افشار در كرمان ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 9 ، ص 496 ) . 957 اشعرى : از خاندانهاى عرب كه به قم وارد شده و در آنجا ماندهاند . ( تاريخ قم ، على دوانى ، مؤسسهء مطبوعات دار العلم قم ) . 958 اشقر : از قبايل عرب ( جهانگشا ، ج 3 ، ص 302 حاشيه ) . 959 اشكاركلا : ده از دهستان دابو شهرستان آمل ( فرهنگ آباديهاى كشور ، ج 11 ) . 960 اشكاشمى [ قوم . . . ] : كه جمعيت ايشان دو هزار تن است در بدخشان افغانستان ساكنند ( اقوام مسلمان اتحاد شوروى ، ص 459 ) . 961 اشكامك : از فرقههاى طايفهء سياهپوشان كافرستان ( - نورستان افغانستان ) . 962 اشكانى : از خاندانهاى ساكن در اشكنان ( اقوام مسلمان اتحاد